مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

951

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

ولمّا قربوا من دمشق ، أرسلت أمّ كلثوم إلى الشّمر أن يدخلهم في درب قليل النّظّار ، ويخرجوا الرّؤوس من بين المحامل لكي يشتغل النّاس بالنّظر إلى الرّؤوس ، فسلك بهم على حالة تقشعرّ من ذكرها الأبدان ، وترتعد مفاصل كلّ إنسان . وأمر أن يسلك بهم بين النّظّارة ، وأن يجعلوا الرّؤوس وسط المحامل . « 1 » المقرّم ، مقتل الحسين عليه السلام ، / 447

--> گفت : « چه حاجتي است ؟ » گفت : « ما را از يك دروازهء كم جمعيت به شهر وارد كن وبه اينان بگو سرها را از ميان كجاوه‌ها دور كنند وكمتر مردم ما را با اين حال تماشا كنند . » آن بدسرشت در جواب أو دستور داد نيزهء سرها را ميان كجاوه بكشند وآنها را ميان تماشاگران ببرند وآنها را به اين وضع تا درِ مسجد جامع دمشق كه توقفگاه أسيران بود ، رساند . كمره‌اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 204 ( 1 ) - سيّد ابن طاوس در لهوف گويد : چون أهل بيت عليهم السلام را به شام آوردند ، چون به نزديك دروازه رسيدند ، امّ كلثوم ، شمر بن ذي الجوشن را طلب كرد وفرمود : « مرا با تو حاجتي است . » گفت : « حاجت چيست ؟ » فرمود : « اينك شهر دمشق است . ما را از دروازه‌اى داخل كن كه مردم كمتر انجمن باشند وسرهاى شهدا را بگو از ميان محمل‌ها دور كنند تا مردم به نظارهء سرها اشتغال ورزند وكمتر به حرم رسول خدا صلى الله عليه وآله بنگرند . » شمر كه خمير مايهء شرارت بود ، چون مقصود آن مخدره بدانست ، يك باره برخلاف مقصود آن مخدره كمر بست وفرمان داد تا سرهاى شهدا را در خلال محمل‌ها جا دهند وايشان را از دروازهء ساعات كه مجمع رعيت ورعات است ، درآورند تا مردم بيشتر بر آنها نظاره كنند . ودر ناسخ گويد : در آن حال شمر حامل سر حضرت حسين عليه السلام بود . همى گفت : « أنا صاحب الرّمح الطويل ، أنا قاتل الدِّين الأصيل ، أنا قتلت ابن سيِّد الوصيّين ، وأتيت برأسه إلى يزيد أمير المؤمنين » . امّ كلثوم چون بشنيد كه شمر دارد افتخار مىكند ومىگويد : « من صاحب نيزهء بلند وكشندهء فرزند ارجمند سيّد أوصيا وقتال‌كنندهء با دين أصيل پايه بلند مىباشم » ، يك باره آتش خشمش زبانه زدن گرفت وفرمود : « بفيك الكثكث يا لعين بن اللّعين ، ألا لعنة اللَّه على الظّالمين ، يا ويلك ! أتفتخر على يزيد الملعون بن الملعون بقتل مَن ناغاه في المهد جبرائيل ومَن اسمه مكتوب على سرادق عرش الجليل ومَن ختم اللَّه بجدّه المرسلين وقمع بأبيه المشركين ، فأين مثل جدِّي محمّد المصطفى وأبي عليّ المرتضى وأمّي فاطمة الزّهراء صلوات اللَّه وسلامه عليهم أجمعين » . يعنى : « خاك بر دهانت باد اى ملعون ! لعنت خداوندى بر ستمكاران ! واي بر تو ! آيا فخر مىكنى بر يزيد ملعون كه به قتل رساندى كسى را كه جبرئيل در گهواره براي أو ذكر خواب مىگفت ونام گراميش در سرادق عرش جليل پروردگار مكتوب است ؟ كشتى كسىرا كه خداوند متعال به جدش رسول‌خدا پيغمبرى -